پسرم ارشیاپسرم ارشیا، تا این لحظه: 20 سال و 1 ماه و 9 روز سن داره
دخترم هانیادخترم هانیا، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه سن داره

یادداشتهای مامان

عاشورا و محرم....

1394/8/9 10:58
نویسنده : فریما
184 بازدید
اشتراک گذاری

                   Stern linien

سلام فندق های مامانی ....

 

این روزا روزهای محرم هست و همه یه جور مشغول به عزاداری هستن .

 

 

                    

 

 

هفته ی پیش هم تاسوعا و عاشورای حسینی بود و ما هم طبق معمول

 

هر سال مشغول پختن نذر باباجون و مامان جون بودیم .

 

روز عاشورا هم رفتیم و مراسم زنجیر زنی و عزاداری رو نگاه کردیم و اسب

 

و شترهایی رو که آورده بودن ...

 

 

البته اینو بگم که شما دوتا وروجک مامان با من نیومدین و موندین خونه .

 

گفتین میخوایم پیش عمه مهشید بمونیم . آخه عمه مهشید و آقا جون و

 

عزیز جون هم اومده بودن خونمون و پیشمون بودن . تازه به غیر از اونا

 

عموهای خودم از جمله عمو جلیل و عمو شاهپور و بابابزرگ و مامان بزرگ

 

مامانی و بابایی هم بودن ...

 

خلاصه که برای عاشورا دور و برمون شلوغ بود .

 

عصر عاشورا هم همگی با هم رفتیم سر خاک دایی رضا و اونجا بودیم .

 

مامانی دلش خیلی گرفته بود و دلتنگش بود به خاطر همین کلی گریه

 

کردم و دلمو خالی کردم .

 

خلاصه که فندق های مامان اینم از عاشورای حسینی امسال....

 

 

  

پسندها (3)

نظرات (0)